ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 178

تاريخ رشيدى ( فارسي )

حيدر درباره پيروزى موقت آنها توسط خضر خواجه ذكر كرده ، ديده نمىشود . با توجه به معلوماتى كه شايد بتوان از طرف چينىها كسب كرد ، محتمل به نظر مىرسد كه ناحيه مذكور كم و بيش تحت قدرت خانان مغول قرار داشته و مؤلف ظفرنامه نيز چنان كه در فوق ديده شد ، در شرح جنگ‌هاى ميان تيمور و مغول‌ها ظاهرا به اين مورد اشاره كرده . همچنين در راستاى سده پانزدهم نيز كه انشعابى در اولوس مغول روى داده بود ، ايسان بوغاى دوم ، با حمايت يكى از گروه‌ها ، خود را در چاليش و تورفان مستقر ساخت و امارت يا خانات جديدى در آنجا تأسيس كرد كه تا زمان نزديك به تاريخ رشيدى و حتى بعد از آن نيز دوام داشت . مولف ما ، چنانچه از روايت او برمىآيد ، به استعمال اسامى جفت شده تمايل داشته و به همين جهت ، كلا براى اين خانات شرقى از دو ناحيه مركزى و اصلى آن ناحيه استفاده كرده و آن را به صورت چاليش - تورفان ، يا چاليش و تورفان ، آورده است . اما به قول او گاهى اوقات ، ولايت آقسونيز على رغم آن كه حقا به آلتى شهر تعلق داشت ، تحت حكومت خانات شرقى قرار مىگرفت . اما وى در دو مورد اتفاقى ، از كشور يا ولايت اويغورستان نام مىبرد و در يك عبارت ضمن توصيف مرزهاى « منگلاى سويه » مىگويد كه اين ناحيه در شرق با اويغورستان هم مرز بود . بنابراين روشن است كه خانات كوچك شرقى تا پايان قرن شانزدهم در واقع داراى نام مذكور بوده و اگر چنين بوده باشد ، بقاى آن يكى از جالب‌ترين موارد است . در ناحيه تورفان و فقط در حدود بيست و هفت مايلى آن ، شهر كوچك اما قديمى قره - خوجه واقع شده كه آن نيز در طول تاريخ خود چندين نام داشته كه مهمترين آنها كه از طريق چينيان به ما رسيده ، به اشكال كائوچانگ و هو - چائو مىباشد . سالنامه‌هاى چينى سلسله‌هاى سونگ ويوان « 1 » اغلب از اين ناحيه نام برده و روشن ساخته‌اند كه از قرن نهم تا خلال قرن دوازدهم ، كائو - چانگ پايتخت يك مملكت اويغورى بوده كه در شمال با يك ايالت ديگر اويغورى به نام بش باليق ( ارومچى فعلى ) ، و در غرب با ايالت سومى كه

--> ( 1 ) . مطابق با ترجمهء دكتر برتشنيدر ، 1 ، صص 250 - 238 ؛ و 2 ، صص 202 - 198 .